سيد حسن آصف آگاه

201

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

كه به دشمنى يكهزار نوع بيمارى آفريده شده است ، به دو نوع گياه [ و سپس به ] يك نوع [ بر ] زمين رسد . كسى به بيمارى نميرد مگر به پيرى [ رسد ] يا [ وى را ] بكشند . پس ششمين هزارهء اوشيدرماه بود كه خوانده شود هزارهء هوشيدرماه . بدان هزاره ، اوشيدرماه ، پسر زردشت ، به پيامبرى از [ سوى ] هرمزد آيد . همان‌گونه كه زردشت دين آورد ، او نيز آورد و اندر جهان رواج بخشد . بيست روزوشب خورشيد به اوج آسمان ايستد . شش سال بر گياهان سرسبزى دهد . آن دروج آزتخمه را كه مار است ، با خرفستران نابود كند . پس نزديك به پايان هزارهء اوشيدرماه ، ضحاك از بند رها شود . بيوراسپ بس آفريده را به ديو كامگى تباه كند . اندر آن هنگام سوشيانس ، پسر زردشت ، به پيدايى رسد . سى شبانه‌روز خورشيد به اوج آسمان بايستد . نخست از جهانيان مرده گرشاسب ، پسر سام ، را برانگيزند . [ او ] بيوراسب را به گرز زند و كشد و از آفريدگان بازدارد . هزارهء سوشيانس آغاز شود كه هزارهء او كه تن‌كردار 40 است ، پنجاه و هفت سال بود . دربارهء اين سه پسر زردشت كه اوشيدر ، اوشيدرماه و سوشيانس‌اند ، گويد كه پيش از آن‌كه زردشت جفتى يابد ، آن‌گاه ايشان ( - ايزدان ) فرّه زردشت را اندر درياى كيانسه 41 براى نگاهدارى به آبان فرّه كه ايزد اناهيد است ، سپردند . اكنون نيز گويند كه سه چراغ اندر بن دريا بدرخشد ، به شب [ آنها را ] همى بينند . يكىيكى ، چون ايشان را زمانه خود رسد ، چنين شود كه كنيزكى براى سر شستن بدان آب كيانسه شود و او را فرّه اندر تن آميزد ، آبستن شود . ايشان ، يكىيكى ، به زمانهء خويش چنين‌زاده شوند . 42 پىنوشت‌ها :